مدیریت پروژه

این وبلاگ در جهت معرفی مدیریت پروژه ایجاد شده است.

مدیریت پروژه

این وبلاگ در جهت معرفی مدیریت پروژه ایجاد شده است.

اختصارات و اصطلاحات مدیریت فرایندهای کسب و کار

در این مطلب به معرفی مهمترین اختصارات، سرواژه ها و اصطلاحات مدیریت فرایندهای کسب و کار به انگلیسی و معادل فارسی آنها می پردازیم.

جدول ارائه شده در این مطلب از کتاب راهنمای عملی مدلسازی فرایندهای کسب و کار استخراج و ترجمه شده است، و می تواند راهگشای محققان در حوزه مدیریت و بهبود و مهندسی فرایندهای کسب و کار باشد.

اصطلاحات مدیریت فرایندهای کسب و کار

معادل فارسیاصطلاح انگلیسیمخفف انگلیسی
ابتکار مدلسازی فرآیند کسب و کارBusiness Process Modelling InitiativeBPMI
زبان مدلسازی فرآیند کسب و کارBusiness Process Modelling LanguageBPML
نشانه گذاری مدلسازی فرآیند کسب و کار
(مجموعه ای از علائم، نشانه ها و شیوه های استاندارد برای مدلسازی فرایندهای کسب و کار)
Business Process Modeling NotationBPMN
موسسه استانداردهای بریتانیاBritish Standards InstitutionBSI
مدل بلوغ توانایی /  مدل بالندگی توانمندی /
مدل تکامل قابلیت
Capability Maturity ModelCMM
مدل یکپارچه شده بلوغ تواناییCapability Maturity Model IntergratedCMMI
استاندارد corba / استاندارد معماری کارگزاردرخواست شی مشترک
( استانداردی جهت تبیین معماری رابط درخواست اشیاء می باشد)
Common Object Request Broker ArchitectureCORBA
چارچوب تعامل پذیری دولت الکترونیکیElectronic Government Interoperability FrameworkEGIF
سازگاری الکترومغناطیسیElectro-magnetic compabilityEMC
قوانین اروپاییEuropean NormativeEN
مدیریت ایمنی و بهداشتHealth and Safety ExecutiveHSE
کمیسیون بین المللی الکتروتکنیکInternational Electrotechnical CommissionIEC
سازمان بین‌المللی استانداردسازیInternational Standardization OrganizationISO
دیدگاه رفتاری فرایندProcess Behaviour viewPBV
دیدگاه محتوایی فرایندProcess content viewPCV
شاخص گروهی فرایندProcess Group indexPGI
نسبت گروهی فرایندProcess Group RatioPGR
شاخص فرایندProcess IndexPI
شاخص مدل فرآیندProcess Model IndexPMI
نسبت فرآیندProcess RatioPR
مسئول, پاسخگو,مشاور و مطلعResponsible,Accountable, consulted and InformedRACI
زبان مدلسازی یکپارچهUnified Modelling LanguageUML
زبان علامت گذاری قابل توسعه / زبان نشانه‌گذاری گسترش‌پذیرExtensible Markup LanguageXML
زبان مدلسازی XMLXML Modelling LanguageXMI

پیاده سازی مدیریت زنجیره تامین


مدیریت زنجیره تأمین فرآیند سامان دهی برای برنامه‌ریزی و کنترل مواد و اطلاعات می‌باشد که از تأمین کنندگان تا مشتریان محصول نهایی را در بر دارد. به عبارتی مدیریت زنجیره تامین شامل تمامی جابجایی‌ها و ذخیره مواد اولیه، مواد نیمه ساخته در حین کار و محصول نهایی از نقطه شروع اولیه تا نقطه پایان مصرف می‌باشد.

زیرساخت های لازم برای پیاده سازی مدیریت برنامه ها  ملی را می توان در ۳ دسته ی اصلی طبقه بندی نمود که در ادامه توضیح داده شده است:

  • زیرساخت های قانون گذاری
  • زیر ساخت های سخت افزاری
  • زیر ساخت های نرم افزاری

زیرساخت های قانون گذاری در طراحی گانت چارت 

  • سیاست های واردات/ صادرات و تعیین تعرفه های گمرکی
  • ثبات رویه و قابلیت اطمینان سیاست گذاری های اقتصادی در جهت کاهش ریسک سرمایه گذاری
  • منطقی کردن نرخ سود بانکی
  • حمایت از شرکت های ارائه دهنده خدمات لجستیک طرف سوم (۳PL)
  • تدوین استاندارد های کیفی ملی برای فعالیت های لجستیکی

زیرساخت های سخت افزاری

  • احداث جاده های جدید و یا توسعه و بهبود راه های موجود (آسفالت، راه آهن و هوایی)
  • بهبود زمان ترخیص کالا ها از گمرک و کوتاه تر و بهینه کردن چرخه کار های اداره گمرکی
  • توسعه زیرساخت های تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات (ICT) برای ایجاد جریان روان اطلاعات و تراکنش های مال

زیرساخت های نرم افزاری

  • بهبود شرایط بانکی برای اصلاح قوانین پرداخت به نحوی که تسهیلاتی را برای سرعت انجام تراکنش های مالی را در کمترین زمان و با کمترین هزینه خواب سرمایه برآورده سازد.
  • تشویق شرکت های بیمه برای حمایت از فعالیت ها و شرکت های ۳PL و توسعه تنوع طرح های بیمه ای مرتبط
  • تدوین چارچوب های نظارتی
  • نقش مستقیم دولت و یا سازمان های دولتی در ابتدای راه توسعه زنجیره تامین برخی کالاهای اساسی
  • تهیه ی نقشه راه برای تعیین نقش دولت/ بخش خصوصی در پروژه های پیاده سازی زنجیره تامین کالا
  • توسعه فرهنگ هماهنگی بین شرکای تجاری
  • تعریف داده های آماری و نسبت های مالی جدید مرتبط با هزینه های لجستیک
  • تدریس و آموزش متخصصان لجستیک و زنجیره تامین
  • تلاش ها در سطح بنگاه های اقتصادی و موسسات خصوصی

محرک های به کارگیری مدیریت زنجیره تامین در نرم افزار شرح وظایف

اگر در اواسط دهه ۱۹۹۰ از یک شرکت پرقدرت همچون فورد پرسیده می شد که آیا حاضر است با بعضی رقبا و تامین کنندگان موادش همکاری کند و به صورت مشترک فعالیت کند، قطعا جوابش منفی بود ولی الان می بینیم که حتی بزرگترین شرکت ها نیز به صورت یکپارچه با سایر اعضای زنجیره به فعالیت می پردازند. ضرورت یکپارچه شدن اعضای زنجیره در اواخر دهه ۱۹۹۰ درک گردید.

عوامل موثر در سرعت تکامل مدیریت زنجیره تامین

بعضی از عواملی که باعث شد سیر تکاملی مدیریت زنجیره تامین شتاب بیشتری بگیرد را می توان به قرار زیر ذکر کرد.

  • گسترده شدن استفاده از اینترنت و تحول شگرف درتکنولوژی اطلاعات
  • مطالبات بیشتر مشتریان و لزوم مشتری مداری به منظور ماندن در بازار رقابتی
  • اهمیت یافتن و گنجاندن نظر مشتریان و ایده آل ها و نیازمندی های آنان در طراحی تولید محصولات
  • جهانی سازی و پر رنگ تر شدن نقش امور لجستیکی برای شرکت های بین المللی چند ملیتی
  • تغییر فرایندهای درون سازمانی سازمان ها برای باقی ماندن در صحنه رقابت جهانی
  • تاکید بر کاستن هزینه ها و عدم امکان کاهش بیشتر هزینه ها در بخش ساخت و تولید
  • ادغام شدن صنایع به لحاظ ترس از بین رفتن بازار رقابتی فشرده امروز
  • اهمیت تسهیل در خدمت رسانی و تقدم یافتن آرمان های پیشبرد و انعطاف پذیری بر ویژگی های محصولات
  • کوتاه شدن چرخه دوره عمر محصولات و لزوم کاهش زمان های پیشبرد
  • لزوم افزایش انعطاف پذیری سازمان ها برای ادامه حیات
  • اهیمت یافتن نقش تامین کنندگان در افزایش توان سازمان ها در برخورد با نیاز مشتریان
  • نظام مند و استاندارد شدن صنعت حمل و نقل در اکثر کشور ها

در کنار تمام این محرک ها، شاید بتوان اذعان نمود که با نبود تکنولوژی اطلاعات و اینترنت امکان ایجاد یکپارچگی در زنجیره های تامین با وجود ضرورت آن، امکان پذیر نبود.

مزایای به کارگیری مدیریت زنجیره تامین

از میان انبوه مزایایی که در کتاب ها و مقالات مختلف برای به کارگیری نگرش مدیریت زنجیره تامین مورد اشاره قرار گرفته است، اهم آن ها را می توان به صورت زیر نام برد.

  • محقق شدن رضایت مشتریان نهایی و مشتری مداری
  • کاهش زمان های آماده سازی
  • بهبود سیستم های اطلاعاتی و به اشتراک گذاری آن ها
  • بهبود در طراحی محصول
  • بهبود در عملکرد تکمیل سفارشات و تحویل کالا
  • افزایش بهره وری
  • افزایش انعطاف پذیری تولید
  • کاهش زمان چرخه نقد به نقد
  • کاهش موجودی ها
  • کاهش زمان های تامین موجودی
  • افزایش گردش دارایی ها
  • بهبود ارتباطات بین شرکت ها و ایجاد هدف مشترک
  • افزایش رقابت پذیری اجزای زنجیره تامین
  • چابکی بیشتر
  • سود بالاتر
  • قابلیت مشاهده و ردگیری و رخداد ها
  • کاهش هزینه ها
  • افزایش سطح خدمت دهی به مصرف کنندگان، از طریق افزایش دفعات تحویل به موقع کالا و کاهش هزینه های مرتبط با نگهداری سطوح زیاد موجودی
  • ایجاد مزیت رقابتی برای مدیریت پروژه 
  • تعامل نزدیک تر با تامین کنندگان برای مدیریت برنامه ها
  • ایجاد فرصت برای خرید مقادیر زیاد و با هزینه کمتر
  • ایجاد یک مرجع پاسخگویی
  • توانایی اجرای دقیق سیستم ها به صورت ترکیبی

سه الزام کاربردی کنترل پروژه : توصیه برای مدیران پروژه

پروژه: الزام کاربردی کنترل پروژه چیست؟

همه ی ما ایده هایی خوبی در نظر داریم. ولی سخت ترین کار، عملی کردن ایده هاست. به عنوان نمونه بخش منابع انسانی تمایل دارد برگه هایی توزیع کند تا زمان خود را برنامه ریزی کنید. صدها صفحه پیشنهاد، در مورد مدیریت کسب و کار نوشته شده است که چگونه هفته، روز و ساعت را بهتر مدیریت کنید.

هنگامی که تلاش می کنید و پیشنهادات را در اختیار تیم یا سازمان قرار می دهید، چه اتفاقی می افتد؟ چگونه برنامه های کاری پیچیده، چند سطحی و چند ساله را به تیم ها و واحد های کسب و کاری که کاملا بی نظم هستند، ارائه می دهید.

من با سه نفر از مدیران ارشد که پروژه های بزرگی را رهبری می کنند مشورت کردم.  در مورد سازمان های پیچیده ای که به سرعت در حال پیشرفت هستند صحبت کردم. از آن ها پرسیدم که چه الزاماتی را رعایت می کنند تا اثربخشی بالاتری داشته باشند.

همه ی آن ها در حرفه خود در صنایع متعددی کار کرده بودند. پروژه های موفقی را به اجرا در اورده بودن. تجارب زیادی از سطوح مختلف سازمان کسب کرده بودند.
سه الزامی که به گفته ی آنها بیشترین تاثیر را دارد، عبارتند از:


1.استراتژیک عمل کنید نه تاکتیکی.

یکی از بزرگترین اشتباهاتی که مدیران انجام می دهند، این است که تمام وقت خود روی تاکتیک ها تمرکز می کنند.

در صورتی که واقعا باید وقتشان را روی تصمیمات استراژیک بگذارند.

تاکتیک مهم است. زیرا به جزئیات توجه دارد و هنگامی که موعد تحویل نزدیک شده است، بایستی جزییاتت اجرا به خوبی مشخص شوند.

اما دیدگاه استراتژیک می پرسد که آیا هدف در نظرگرفته شده مناسب است؟

به عنوان نمونه در یک شرکت فعال در حوزه رسانه، تیم ها متشکل از مدیران پروژه متخصص و فنی بودند. تیم ها فاقد متفکران استراتژیک هستند که توانایی اولویت بندی مسائل را دارند. در این شرایط، مدیران پروژه فنی صدها هدف جزئی تعریف کرده بوند که بر حسب یک تصویر کلی از پروژه بود. در هریک از این اهداف جزئی، مهمترین محصولات مشتریان تحویل می شوند.

استراتژی در خصوص اولویتها صحبت می کند. به موازنه بین اهداف و منابع می پردازد.

2. درباره ی بحران ها گفت و گو کنید.

در اکثر سازمان ها برای طراحی گانت چارت، مدیران بیشتر زمان خود را  در جلسات به شاخص های متاخر اختصاص می دهند. شاخصهایی که نگاه آنها به گذشته بوده و میزان تحقق اهداف تاکنون را نشان می دهند. . گفتگو در مورد  شرایط آتی خیلی مفید تر از گفت گو در مورد شرایط فعلی سازمان است. نباید تمرکز کاملا معطوف به شاخصهای گذشته نگر باشد.

به عنوان نمونه، به همان سازمان فعال در حوزه رسانه برمیگردم. مدیران ارشد سازمان متوجه شده بودند که دیدگاه افراد نسبت به شکستها تغییر کرده است. افراد نگران از دست دادن شغل خود هستند. به همین دلیل قادر نیستند که عکس المعل مناسب و صحیح نشان دهند.

هنگامی که مدیران ارشد صحبت در مورد شکستها را عادی کنند، در مورد بحران ها گفتگو کنند، کارکنان نیز راحت تر در خصوص از مسیر منحرف شدن امور و رفع عیب آنها صحبت خواهند گرفت.

به  عبارت بهتر،در مدیریت پروژه انلاین  دیدگاه بهتر نسبت به شکستها و خرابی ها می تواند موجب افزایش روحیه در سازمان شود. مدیران  ارشد بایستی بدانند چگونه از افرادی که از وقت خود درست استفاده می کنند، قدردانی کنن. و چگونه روی مواردی که هشدار بوده و اخبار بدی را به گوششان می رساند، متمرکز باشند.

3.باید شاخص های پیشگو داشته باشیم نه اینکه شاخص ها متاخر باشند.

این رویکرد مشابه همان جمله معروف است که پیشگیری بهتر از درمان است. بهتر است که در وضعیت بحرانی قرار نگیریم تا هشدار ها آشکار شود، بلکه وضعیتهای بحرانی را پیش بینی نماییم.

تعداد زیادی از مدیران نمی توانند بگویند پروژه از هدف تعیین شده دور شده،بیش از  بودجه ی تخمینی هزینه شده و یا فراتر از مواعید زمانی مقرر تحویل خواهد شد. تا زمانی که

این اتفاقات روی دهد و کاملا هشدارها آشکار شود.

در مقابل استفاده از شاخصهای پیشگو بسیار بهتر است. براساس این شاخصها  مدیران اشتباهات احتمالی را پیش بینی می کنند. این شاخصهای پیشگو بایستی متمرکز بر اهدافی باشند که واقعا مهم است. اگر صرفه جویی در بودجه  جزء مواردی است که به  آن اهمیت می دهید،شاخص هایی را ایجاد کنید که سیر پس انداز را نشان دهد.

 

انواع ساختار شکست کار در پروژه ها : مرجع کامل



ساختار شکست کار را قلب  برنامه ریزی پروژه می دانند. از این رو بهینگی در موضوع ویژه ساختار شکست کار، به دنبال ارائه مطالب کاربردی، جامع و عملی برای انواع مختلف پروژه هاست. در مطلب حاضر سعی شده تا به صورت کامل انواع ساختار شکست کار در پروژه ها معرفی شود. در مطالب بعدی تلاش می شود مثالهای واقعی ساختار شکست کار در پروژه های مختلف ارائه شود.

مقدمه

همان‌طور که در مطلب “ساختار شکست کار یعنی چی؟“گفته شد، ساختار شکست کار (WBS) یک ساختار گرافیکی شبکه‌ای یا درختی است که برای نشان دادن روش تولید محصول یا خدمت و سایر وظایفی که یک سازمان یا شرکت انجام می‌دهد، به کار می رود.


انواع ساختار شکست کار (WBS ) چیست ؟

نوع و مبنای شکست کار در پروژه های مختلف متفاوت است. میتوان برای هر پروژه تعداد زیادی ساختار شکست کار تعریف کرد که هر کدام از آنها بر اساس ماهیت و اهداف قابل تفکیک هستند. در ادامه به بررسی انواع معروف ساختار شکست کار می پردازیم.

1.ساختار شکست مراحل انجام کار ( براساس مراحل یا تجزیه فازی)

معادل لاتین : (Ph/St BS) (Phase/Stage Breakdown Structure)

برای تکمیل برخی از پروژه ها باید مراحل مختلف و مجزایی طی شود.  مراحل می توانند نسبت به هم همپوشانی داشته باشند.البته الزامی نیست که خروجی یک مرحله ورودی برای مرحله ای دیگر باشد.

در برخی پروژه ها که توالی عملیات و ترتیب اهمیت بالایی دارد، اگر ترتیب و توالی حفظ نشود و هر مرحله با تیم و مدیریت خود شروع به فعالیت کند، اتلاف سرمایه، هزینه و وقت خیلی بالا و تقریبا جبران‌ناپذیری در پی خواهد داشت.

تصویر زیر یک نمونه ساختار شکست مراحل انجام کار را نشان میدهد:

2.ساختار شکست براساس بخشهای سازمانی پروژه ( براساس سازمانها و واحدهای سهیم)

معادل لاتین : (DBS) (Department Breakdown Structure)
در برخی سازمانها برای نرم افزار مدیریت پرسنل ممکن است برحسب بخشهای تخصصی مورد نیاز برای انجام پروژه، مسئولیت اجرای هر قسمت از پروژه بر عهده ی یک بخش قرار بگیرد و هر گروه به طور اختصاصی کار خود را انجام دهند.

اگر هر واحد مدیر متخصص مربوط به خود را داشته باشد از حجم کاری مدیر کل پروژه کاسته شده و همچنین مدیریت اصلی کمتر با مسائل تخصصی درگیر می‌شود که از مزایای این روش می‌باشد. در پروژه‌ها معمولا چندین واحد یا گروه فعالیت می‌کنند که می‌توان براساس آن‌ها شکست کار را انجام داد و چارت WBS را بر این اساس آماده نمود.

در این نوع ساختار شکست چون هر واحد مستقل بوده و مدیر ویژه خود را دارد، معمولا واحدها هماهنگی کمتری دارند که این امر ریسک را بالا می‌برد. اگر واحدها این امر را در نظر نگیرند و با هم هماهنگ نباشند، بیشتر کارهای آن‌ها بیهوده می‌شود و نتیجه مطلوبی نمی‌گیرند. در رفع این مشکل مدیر اصلی پروژه نقش بسزایی می‌تواند داشته باشد. می‌تواند با داشتن یک یا چند معاونت تخصصی از ناهماهنگی جلوگیری کند.

3. ساختار شکست مونتاژ محصول نهایی( براساس محصول نهایی)

معادل لاتین : (A/P BS) (Assembly/Product Breakdown Structure)
در این روش، محصول نهایی پروژه در باکس ابتدایی WBS جای گرفته و مانند نمودار دمونتاژ به قطعات اصلی و سپس فرعی تقسیم می شود. تهیه ساختار شکست کار براساس محصول نهایی در برخی پروژه‌ها سخت می‌باشد و نمی‌توان آن را تهیه نمود، اما اگر شرکت مدنظر بزرگ باشد و بطور همزمان در چند محدوده مختلف کار انجام دهد می‌توان با توجه به هدف پروژه ساختار شکست را تهیه نمود.

در این روش تیم‌ها کاملا تخصصی عمل می‌نمایند و دارای مدیر تخصصی مربوطه می‌باشند. بازدهی کار بالا و میزان خطا کم است. اما هزینه‌ها بالا می‌رود ؛ زیرا نیاز به وجود اشخاص متخصص زیاد است و به دلیل تعدد تیم‌های مختلف نیازمند کارشناس‌های زیادی می‌باشد .

4. ساختار شکست پیمانکاران اصلی و فرعی (براساس پیمانکاران)

معادل لاتین: (CntrBS) (Contractor Breakdown Structure)

در پروژه هایی که تکمیل تمام یا قسمتهایی از پروژه توسط پیمانکاران انجام می شود، به منظور کنترل و نظارت بر حسن انجام کار پیمانکاران، ممکن است پروژه بر اساس سلسله مراتب و فعالیتهایی که به آن ها محول شده است شکسته شود. معمولا تامین کنندگان در پایین ترین سطح قرار دارند. با توجه به فراوانی و تنوع فعالیت‌ها در برخی پروژه‌ها ساختار شکست کار را می‌توان براساس پیمانکارن تهیه نمود.

به عبارت دیگر  در مدیریت پروژه انلاین هر بخش یا هر واحد را به یک شرکت پیمانکار واگذار نمود ؛ چون معمولا بیشتر شرکت‌ها قادر به انجام همه فعالیت‌ها نمی‌باشند. در زیر نمونه‌ای از ساختار شکست کار براساس پیمانکاران ارائه شده‌است.

5.ساختار شکست سیستمهای مورد نیاز پروژه

معادل لاتین: (SBS) (System Breakdown Structure)
این نوع ساختار شکست کار، در پروژه هایی که به پیاده سازی و نصب زیر سیستم های مختلف نیاز دارند به کار گرفته می شود .

6.ساختار شکست بر اساس اقلام قابل حمل و نقل

معادل لاتین : (TBS) (Transportable Breakdown Structure)
در پروژه هایی که لازم است قطعات اصلی آنها حمل شوند، و محدودیتهای حمل و نقل از قبیل ظرفیت جرثقیلها، فضاها و … در مورد آنها وجود دارد، این محدودیتها می تواند تعیین کننده نحوه ی شکست پروژه باشد.

7.ساختار شکست هزینه

معادل لاتین : (CBS) (Cost Breakdown Structure)
پروژه بر اساس بسته های هزینه ای یا بودجه ای مجزا شکسته می شود. هر بسته هزینه ای در این نمودار باید بگونه ای شکسته شود که هزینه آن از مجموع هزینه باکسهای زیرگروه خود تامین شود. تاجایی که امکان تعریف آیتم های هزینه ای مجزا وجود داشته باشد ، باکس ها گسترش می یابند . از جمله مهمترین اهداف برنامه ریزی پروژه ، مدیریت هزینه ها می باشد . در این روش بسته های هزینه ای باید مرتبط با بسته های کاری باشند .

 

8.ساختار شکست بر اساس مناطق جغرافیایی

برای پروژه هایی که انجام هر قسمت از آنها در یک موقعیت مکانی یا جغرافیایی انجام می شود استفاده می شود ؛ مثل پروژه های شهری و راه سازی . شرکت‌های بزرگ معمولا چندین پروژه همزمان دارند. برخی پروژه ها در محدوده‌های مختلف واقع شده‌اند و تعیین محل پروژه‌ برای آن ها اختیاری نیست . بنابراین شرکت‌ها می‌توانند شکست کار پروژه‌های خود را براساس محدوده‌های مختلف یا همان تجزیه جغرافیایی انجام دهند. در این روش هر محدوده به عنوان یک بخش مجزا در نظر گرفته شده و برای آن فعالیت‌های مختلف در نظر گرفته می شود .

جمع بندی:

WBS یک پروژه نباید تنها بر اساس یک روش باشد و استفاده از روش های ترکیبی که باعث خلاقیت ذهنی متخصصین در به کارگیری می شود مفید و موثر است.

ریسک و عدم قطعیت در مدیریت پروژه

ریسک و عدم قطعیت دو واژه پرکاربرد در مدیریت پروژه های امروزی هستند. اگرچه عدم قطعیت (uncertainty) در زندگی روزمره انسان وجود دارد اما پاسخ به سوال به ظاهر ساده “عدم قطعیت چیست؟” دشوار به نظر می رسد. در یک تعریف ساده می توان عدم قطعیت را فقدان قطعیت دانست. در تعریفی دیگر، فعالیتی قطعی است که احتمال وقوع آن صد درصد باشد و در صورتی کاملا نشدنی است که احتمال وقوع آن  در نرم افزار مدیریت پرسنل صفر درصد باشد. در میان این دو مرز، فعالیت ها را دارای سطوح مختلف عدم قطعیت می نامیم. در لغت نامه آکسفورد، عدم قطعیت به این صورت تعریف میشود: “چیزی که در مورد آن مطمئن نیستید، در وضعیت غیر قطعی قرار داشتن”. در همین مرجع، در مقابل کلمه ریسک آمده است: “احتمال وقوع هر چیز ناگوار در آینده؛ پیشامدی که میتواند خطرناک بوده یا نتایج ناگوار داشته باشد.”

تعریف ریسک و عدم قطعیت

در ادبیات مدیریت پروژه تمایز میان ریسک و عدم قطعیت یکی از موضوعاتی می باشد که توجه محققان زیادی را به خود جلب کرده است. به طور کلی در پروژه ها، ریسک ها از عدم قطعیت هایی ناشی می شوند که در تمامی پروژه ها وجود دارند. در تعاریف ریسک در ادبیات مدیریت برنامه ها نیز این نگاه به عدم قطعیت کاملا واضح است. در PMBoK ویرایش سال ۲۰۰۰ ریسک پروژه به عنوان “رویداد یا شرایط غیر قطعی که در صورت رخ دادن دارای تاثیر مثبت یا منفی بر اهداف پروژه است” تعریف می شود. همچنین ریسک در  PRAM ویرایش ۱۹۹۷ به این صورت تعریف شده است: “رویداد یا مجموعه ای از پیشامدهای غیر قطعی که در صورت رخ دادن دارای تاثیر بر اهداف پروژه هستند”. در هر دو تعریف ریسک بر مبنای عدم قطعیت بیان می شود، اما توجهی برای مشخص نمودن و تشریح اصطلاح عدم قطعیت صورت نمی گیرد.

تفاوت ریسک و عدم قطعیت

عدم قطعیت را نمی توان یک اصطلاح بدیهی دانست و باید بین مفهوم ریسک و عدم قطعیت تمایز قائل شد. مطابق تعاریف PMBoK و PRAM می توان ارتباط عدم قطعیت و ریسک را رابطه علت و معلول دانست.

اقتصاد:

مطالعات اولیه برای تمایز میان ریسک و عدم قطعیت را می توان در علم اقتصاد مشاهده نمود. مطابق تحقیقات ریسک ها رویدادهایی هستند که با احتمال های شناخته شده یا قابل شناخت مشخص می شوند درحالیکه عدم قطعیت در ارتباط با رویدادهایی است که تعیین احتمال های عددی برای آنها غیرممکن است.